سیمرغ ...

دل آرام ...

سیمرغ ...

دل آرام ...

سیمرغ ...

یک لحظه آرامش ...

۱۲۴ مطلب با موضوع «فصل زندگی ...» ثبت شده است


عشق یک حس مه آلود است
انتهایش را کسی هرگز نمی داند …

مسعود ...


اینجا دنیاست!
بهشت نیست؛ پس توش دنبال جاودانگی نباش
جهنم نیست؛ پس هیچوقت ناامید نباش ...

مسعود ...


عشق

رد پا بود بر برف
رد پای کسی که
آمد و رفـت ...
مسعود ...


تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،
ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت .
انـدازه مـی گـیـری !
حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی !
مقـایـسـه مـی کـنـی !
و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای ،
کـه زیـادتـر گذشـتـه ای ،
که زیـادتـر بـخـشـیـده ای ،
به قـدر یـک ذره ،
یک ثانیه حتی !
درست از همانجاست که توقع آغاز می شود
و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که ما می بریم…!

مسعود ...


در خیالم
با خیالت
بی خیال 

عالمم ...

مسعود ...


هنوز نیامده‌ای اما
از پلک من بـــرف می‌بارد
کجایی زمستان ؟
برای هوای گرفته‌ی قلـــــبم
بهانه می‌خواهم ..!

مسعود ...


نمی دانم به مسافر دل بستم 
یا مسافر شد انکه به او 
دل بستم ...

مسعود ...


من و باران پُر میکنیم تنهایمان را او با صدایش من با نگاهم ...

مسعود ...


سکوت ...
صدای اب ...
بوی شکوفه ها ...
بوی کاهگل نم خورده ...
ولی خودمانیم
ادم گاهی دلش بهار می خواهد ...

#س_ح_د

مسعود ...


آدم های بزرگ 
قامتشان بلند تر نیست !
خانه شان بزرگ تر نیست ،
ثروتشان بیشتر نیست ...
آن ها قلــــبی وســـیع و نگاهــــی مرتفع دارند ... !

مسعود ...