سیمرغ ...

دل آرام ...

سیمرغ ...

دل آرام ...

سیمرغ ...

یک لحظه آرامش ...

۱۲۷ مطلب با موضوع «انسانها ...» ثبت شده است


این روزها سرمان بدجور گرم است

ولی کاش دلمان گرم بود

دل گرمی ها 

از سرگرمی ها 

گرمترند...


مسعود ...


تنها برخی از آدمها

باران را احساس می کنند

بقیه فقط خیس می شوند ...

مسعود ...


باور کنید! حال و هوایم مساعد است
این شایعات، شیوه ی بعضی جراید است
یک صبح، تیتر می شوم : 
این شخص...
[بگذریم]

یک عصر:
خوانده اید... وَ تکرار زاید است
من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم
باور نمی کنید، همین شعر، شاهد است ...


محمدعلی بهمنی

مسعود ...


من
در این شب های سرد برفی
زیر نور چراغ برق 
به جنگ خیالت می روم
راستش را بخواهی 
تنها حریف خیالت نمی شوم...

مسعود ...


چوب ها که می سوزند
گرمت می کنند
ولی 
دلت که می سوزد
یخ می زنی ...

مسعود ...


دختر است دیگر 
بابایش ،نباشد زمین میخورد ...

مسعود ...


مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـاردبـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود
پـس چـرا ایـنـجـا
بـاران کـه مـی بـارد
عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ..؟

مسعود ...


صبح ها که از خواب بیدار می شوید، 
دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. 
قول می دهم … 
خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، 
مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد ...

مسعود ...


هنوزم هم
قل می خورد
چرخ کهنه کودکی هایم
در جاده خاطره
و چه شیب تندی دارد این جاده...؟!!!
پای دلت هی سر می خورد ...

مسعود ...


قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال

در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!


قیصر امین پور

مسعود ...