سیمرغ ...

دل آرام ...

سیمرغ ...

دل آرام ...

سیمرغ ...

یک لحظه آرامش ...

۱۲۴ مطلب با موضوع «فصل زندگی ...» ثبت شده است

نه شالی

نه کلاهی

نه چتری ...

راست می‌گویند آدمی که برای همیشه می‌رود

هیچ‌چیزش را جا نمی‌گذارد


نه شالی، نه کلاهی، نه چتری

بگو چگونه تحمل کند این خانه زمستانی را

که از چمدانِ تو جامانده است !!!


لیلا کردبچه

مسعود ...


گم شد 

صدای مرد 

چوپان

میان همهمه

خاطره ها...

مسعود ...


این روزها سرمان بدجور گرم است

ولی کاش دلمان گرم بود

دل گرمی ها 

از سرگرمی ها 

گرمترند...


مسعود ...


تنها برخی از آدمها

باران را احساس می کنند

بقیه فقط خیس می شوند ...

مسعود ...


باور کنید! حال و هوایم مساعد است
این شایعات، شیوه ی بعضی جراید است
یک صبح، تیتر می شوم : 
این شخص...
[بگذریم]

یک عصر:
خوانده اید... وَ تکرار زاید است
من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم
باور نمی کنید، همین شعر، شاهد است ...


محمدعلی بهمنی

مسعود ...


مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـاردبـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود
پـس چـرا ایـنـجـا
بـاران کـه مـی بـارد
عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ..؟

مسعود ...


صبح ها که از خواب بیدار می شوید، 
دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. 
قول می دهم … 
خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، 
مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد ...

مسعود ...


هنوزم هم
قل می خورد
چرخ کهنه کودکی هایم
در جاده خاطره
و چه شیب تندی دارد این جاده...؟!!!
پای دلت هی سر می خورد ...

مسعود ...


شلوغ است
خیلی شلوغ
پیدایش نمی کنم 
نمی دانم کجا گذاشتم 
سادگی را می گویم

باید بگردم
مطمئنم همین جاهاست ...

مسعود ...


شما چون فصلهای سال هستید ، 
زیرا در زمستان خود بهار را انکار می کنید ،
در حالی که بهار سرسبز هرگز شما را انکار نمی کند ،
بلکه در سنگین ترین خواب غفلت به روی شما لبخند می زند ،

بی آنکه خشمگین شود و یا با شما ستیز کند و صفا و یکرنگی را نادیده بگیرد ...

#جبران_خلیل_جبران

مسعود ...