سیمرغ ...

دل آرام ...

سیمرغ ...

دل آرام ...

سیمرغ ...

یک لحظه آرامش ...

۸۸ مطلب با موضوع «دل آرام ...» ثبت شده است


لباس هایم که تنگ میشد،
میبخشیدم به این و آن،
ولی دل تنگم را چه کسی میخواهد ...

مسعود ...


لطفا نام آدم را
از آدم برفی بردارید !
کجای این دانه های سپید 
شبیه ماست ؟!

برف اگر می دانست
باید دنیای سیاه ما را سپید کند
نرسیده به زمین 
دبه می کرد و باز می گشت ..!

#م_ع

مسعود ...


کاش کسی بود 
که خط دلت را 
از چشمانت می خواند ...

#س_ح_د

مسعود ...


دنگ..،دنگ..
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من...
لحظه ها می گذرد

آنچه بگذشت ، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز... 


#سهراب_سپهری

مسعود ...


خداوند روز اول آفتاب را آفرید،. 
روز دوم دریا،. 
روز سوم صدا را،.
روز چهارم رنگها را،. 
روز پنجم حیوانات ،.
روز ششم انسان را،. 
و روز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیزی را نیافریده است؟

پس تــــــو را برای من آفرید ...

مسعود ...

گوشه ای دنج
کلبه ای چوبی
چند تکه هیزم برای گرم شدن
سکوت
و
چند روز فراموشی...

مسعود ...


تقصیر تو نیست
هر چه هست 
زیر سر پاییز است
تا دل 
بی اگر و امایی تنگ تو شود ...

مسعود ...


خنده های "تو"
کودکیم را به من می بخشد
و آغوش "تو"
آرامشی بهشتی
و دست های "تو"
اعتمادیست که به انسان دارم 

چقدر از نداشتنت میترسم ...


 #ا_ن

مسعود ...


الان ای کــاش نـزدیک تــو بــودم ...

مسعود ...


انسان
پرواز را
پیش از پریدن آموخت،
با گشودن بالهای آرزو ...

مسعود ...